امروز کلی دعوا کردیم اصلا ملاحظه منو نمیکنه که حامله ام
فشارخونم هم بالاست اعصابم دست خودم نیست
شوهرم از اول زندگیمون همیشه انگار از پدرم طلبکارها.
پدر من سوپر مارکت داره همیشه هر چی تو خونه تموم میشه میگه بگو پدرت بیاره بدون اینکه ۱۰۰۰ تومن پول بده.
بخدا دیگه روم نمیشه از پدرم وسیله بخوام. یکی دوتا هم که نیست هر چی میخره مفت و مجانی میخواد
آنقدر امروز به پدرم فحش داد. گور مادرمو گفت فقط بخاطر اینکه من گفتم دیگه روم نمیشه از پدرم وسیله مجانی بگیرم.
چقدر امروز گریه کردم افسردگی شدید گرفتم. دیگه تحمل هیچی رو ندارم.
اینجا میخوام با شما درد و دل کنم شاید کمی آروم بشم.
دلم به بچه هام میسوزه اونا چه گناهی دارن که تو این زندگی عذاب بکشن