بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دختره رو میبرم پزشکی قانونی معلوم میشه رابطه داشتند یا نه اینجوری میتونه ثابت کنه
دختره اصن از ترس زندان خودش اعتراف میکنه قبل اینکه پاش برسه پاسگاه بابا اسی الان فقط باید سرعت عمل و هوش داشته باشه تا شوهرش خوابه اینکارو کنه بگه صدا از انبار میومد متوجه شدم کسی داخلشه زنگ زدم ۱۱۰
♞⚜“When I set the rules, the outcome is already decided... I don’t compete; I am the standard.”⚜♞
تاشوهرت خوابه اینکارو بکن شوهرت از ترس اینکه تو چیزی نفهمی اونم مجبوره بزنه به در نشناختن که نمیدونم دختره کیه ولی دختره خودش اعتراف میکنه وقتی عکس العمل شوهرت و ببینه و ترس از زندان بعد پدر جفت شونو دربیار فقط زود زنگ بزن تا وقتی شوهرت خوابه بیان بیدار باشه ممکنه یه کاری دستت بده
♞⚜“When I set the rules, the outcome is already decided... I don’t compete; I am the standard.”⚜♞
باید برم تو کوچه زنگ بزنم چون شوهرم رفته تو اتاق خوابید اون دختر هر زه تو انباری
زنگ بزن به خودشون یا بهونه اینکه وسیله ای چیزی بدی به همسایه یا بگیری برو تو کوچه زناشون بزن و بهشون بگو شرایط صحبت کردن رو ندارم شوهرم خونس بگو ی شماره بهت بگن حداقل بهشون پیام بدی نتونست حرف بزنی و آدرس رو بداما براشون کامل تونسی حرف بزن و توضیح بده