.
لبخندت
مثل نور های کوچک بود !
چشمانت دو سوره ی مقدس"
دست می بُردی از بام بلند شب
ستاره می چیدی!
برمیخواستم
به سحرهای روشن پلک هایت"
عشق را قنوت می گرفتم"
در سلول سلول تنم
جا خوش می کردی...
بر پوستم می نشستی !
طلوع تو را منتظر بودم ....!
با این همه
شمایل آسمان
در تو پیدا بود !
صوری دمیده می شد،
از اسرافیل چشم هایت"
برمیخواستم ...