ارتباط با بچه مهمه ولی ارتباط با مادر بچه مهم تر
احساسی که مادر بچه نسبت به اطرافیان داره بصورت ژنتیکی به بچه منتقل میشه ، یعنی اگر من از عمه بچه م متنفر باشم خود به خود اینو با کد های ژنتیکی خودم به بچه م منتقل میکنم دیگه اون عمه هر چقدر هم محبت کنه هر چقدر بازی کنه این محبت بر جان بچه من نمی شینه
علت علمیش اینه که بچه برای بقا نیاز داره به یه عامل قدرتمند وصل باشه ، اون عامل قدرتمند رو مراقب اصلی خودش میدونه مراقب اصلی هم عموما توی فرهنگ ما مادر هست این مراقب اصلی حتی اگر اهل کتک زدن هم باشه باز بچه اونو محور امنیت خودش قرار میده و هر کس با مادر خوب باشه و مادر با اون فرد خوب باشه بچه هم ارتباطش با اون آدم بهتره
الان من شاید در سال خواهرم رو سه بار ببینم چون توی یه شهر نیستیم ولی پسر من هر کس هر هدیه ای براش میخره میگه خاله خریده اسم خاله ش از زبونش نمی افته چون من اون جوری که خواهرم رو با عشق و محبت شدید بغل میکنم و میبوسم و عشق میدم و عشق میگیرم به هیچ وجه خواهر شوهرم رو بغل نمیکنم من از خواهر شوهرم متنفر نیستم هرگز بدشو نگفتم نه پیش بچه و و نه حتی پیش شوهرم کلا نسبت به این آدم حس خاصی ندارم یه عضو خانواده میدونم محبت های سطحی رو دارم حتی حمایت هم دارم و موقعی که عمل کرده بود پیش خودم نگهش داشتم ولی همه چیز روی سطحه برای من
نه محبتی نه نفرتی حس بچه من نسبت به عمه ش همینه با وجود اینکه من همیشه زبونی سعی میکنم ارتباط شون رو گرم کنم ولی نتیجه چیز دندون گیری نیست چون بچه زبون ما رو نگاه نمیکنه دل و چشم ما رو نگاه میکنه
این محبت و یا نفرت رو مادر میتونه نسبت به پدر هم به وجود بیاره چه برسه عمه و خاله و غریبه تر ها
خلاصه خیلی روی محبت کردن خودت حساب نکن مادرش مهمه