دیشب توماشین شوهرم تو درب ماشین ی قرص تاخیری پیدا کردم که بستش تموم شده فقط یکی تو بسته هست
منم باعصبانیت بهش گفتم این چیه توماشینت اونم گفت یادته فلان روز خواستم قرص تاخیری بخرم دوستم باهام بودخواستم پیاده شم داروخونه بهش گفتم چ قرصی خوبه اونم همراهش بود یکی دراورد بهم داد گفت این مارک خیلی خوبه (خلاصه واقعا فلان روز شوهرمم قرص خریده بود اورد خونه چون قرار بود برا زود انزالی بخره)
خلاصه بهم گفت دیگه از اون روز اون یدونه قرصی ک بهم داد موند توماشین ویادم میرفت بندازم یا بیارم پایین بچها منم دوستشو کاملا میشناسم اکثرا باهمدیگه میرن ومیان سرکار خلاصه گفت همین الان جلو تو ب دوستم میزنگم ۳ بار زنگ زد جواب نداد بعد بهش گفتم پیام بده بپرس قرصی ک بهم دادی چندتا تو بسته مونده بود اینجا پیدا میشه راست وحقیقت خلاصه اونم جلومن این پیام و داد و ماتوماشین بودیم پیاده شد مغازه در حد یک دقیقه یهو برگشت گفت داره زنگ میزنه بیا بزارمش رو آیفون گوش کن خلاصه سلام علیک کردن شوهرم ازش پرسید اون روز اون قرصی ک بهم دادی چندتا تو بسته بودن دوستش گفت یکی شوهرم بهش گفت از کجا بهم دادی دوستش گفت تو کیفم بود و خلاصه یهو دوستش گفت براچیته شیطون میخوای مثلشون و بخری شوهرم الکی گفت اره وطرف گفت ندارم ازاینا الان ی مارک دیگه دارم وخلاصه شوهرم تشکر کرد و خدافظی کرد
وگفت دیدی جریان همینه
بنظرتون باید شک کنم یا جریان همینه؟اصلا هم نزاشتم یک ثانیه تنها با گوشی ور بره ک بخواد با دوستش هماهنگ کنه یا چیزی زنگ زدیم چندبار جواب نداد بعد ک پیاده شد همسرم یک دقیقه نشد یهو بهش زنگ زده اینم زود برگشت ماشین جلومن جوابشو داد