اولین باری که رفتم عطر فروشی بازار رضا بود که کلی عطر فروشه اصراررررر کرد بریم تو عطراشو فقط ببینیم ، دوستامم حتی راضی شدن ولی من با کلی اصرار رفتم تو ، و چون اولین بارم بود از چند گرم و ایناش سر درنمیاووردم ، مرده داشت اصرار میکرد فلان عطرو ۱۰ گرم بخر تخفیف میدم بعد دوستم بهم گفت ازش بپرس هرگرم چنده مرده قیمتشو گفت منم شیشه عطرو انتخاب کردم و مرده خوشحالللللل 😃 و گفتم پس ۱ گرم بدین و بعدم 😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😌😌😐😐😐😐😂😂😂 مرده پشماش ریخت گفت خواهر من میتونم این یک گرمو بزنم گوشه لباست ، این ۱ گرم ته شیشه رو خیس میکنه 😐🤣 بعدشم برام داشت ۱۰ گرم میریخت منم با یه اعتماد به نفسی گفتم الکی نریزید نمیخرم و از مغازه رفتم بیرون😎😏
ولی قیافه فروشندهه خیلی دیدنی بود اون لحظه