شبیه مه شده بودی،نه میشد در آغوشت گرفت و نه آنسوی تورا دید،تنها میشد در تو گم شد که شدم...لطیف و دور گریزی ،مگر خیال من مربای توتفرنگی من؛ شیرینترین اشتباه زندگیم بودی.مربای توتفرنگی من؛ کاش هیچوقت تموم نمیشدی... نه دوری که منتظرت باشمو نه نزدیک که به آغوشت کشم.نه از آن منی که قلبم تسکین گیرد و نه از تو بی نصیبم که فراموشت کنم تو در میانه ی همه چیزی.