من با یکی از دوستام وقتی راهنمایی بودیم از طرف مدرسه رفتیم شیراز
بعد شب تو یکی از اقامت گاه های کوچه باغ های قصردشت بودیم
ما هم به سرمون زده بود یه غلطی کنیم یواشکی
اون هایی که شیرازن میدونن چقدر کوچه باغ های قصردشت ترسناکه و همش خونه های قدیمی و کوچه ها از کاهه
اقا من و یکی از دوستام گفتیم بریم سیگار بگیریم اون موقع فکر میکردیم این جینگولک بازیا باحاله
خلاصه زدیم بیرون به بهونه ی دستشویی و رفتیم بگردیم ساعت 12 شب بارون زده بود همه جا گلی صدای واق واق سگ واااای....
هستید بقیه اش بگم