2777
2789
عنوان

مامانم...

422 بازدید | 19 پست

به جحابم گیر میده 

به شیوه نماز خوندنم 

به درس خوندنم

 به اخلاقم 

به رفتارم 

به اینکه چرا درو قفل میکنم 

به اینکه چرا اسراف میکنم 

اینکه چرا اینقدر آب میریزم 

به تمیزیم 

به حمومم 

به همه چیزم 

کم مونده که بیاد تو خصوصی ترین مسائل دخالت کنه

حس میکنم از بیرون و از تو خونه هر عقده داره میاد سره من خالی میکنه 

جلو مدرسه جلو دوستام مقنعم یکم رفته بود عقب یهو شروع کرد داد زدن که خوشت میاد که موهاتو نامحرم ببینه چی عایدت میشه که ببینه کسی موهاتو تا بناگوشت میگم شرایط بد بود به خدا خسته کوفته از امتحانه ریاضی برگشتیم اینقدر فشار روم بود سرما خورده هم بودم بعد کافشنم مقنعمو داده بود عقب آنچنان دادی زد جلو بچه ها آبروم رفت 

نمیدونم کی قراره اینو بزارم کنار واسه همیشه کی بشه ی همچین روزی برسه که این واسه همیشه از زندگیم بره بیرون 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

، قلبم داره از جا کنده میشه 😪

قربونت برم .

گلم مادرتون ازرونادانی وبدون غرض این کارومیکنه شایداگه بدونه اینقدراذیت میشی رورفتارش فکرکنه به خیال خودش داره کاری میکنه که شمابهترین باشیدیه روزکه حالش خوبه وآرومه دوستانه براش توضیح بده

دخترگلم منم وقتی بچه بودم نوجوان بودم مادرم بهم خیلی گیرمی دادطوری که ازش متنفربودم فکرمی کردم دشمن منه.البته مادرمن عصبی بود.حالاکه ازدواج کردم خودم مادرشدم دلیل برخی رفتاراشومی فهمم.

قربونت برم . گلم مادرتون ازرونادانی وبدون غرض این کارومیکنه شایداگه بدونه اینقدراذیت میشی رورفتارش ...

اصلا منطقی نیست 

همه مقصرن غیره خودش 

من توام یا تو منی؟ 

من پریود شدم لاک زدم بهم میگه ج.نده 

تا وقتی لاکمو به زور پاک نکرد نزاشت از خونه برم بیرون

نمیشه باهاشم حرف زد خودشو عقل کل عالم میدونه

  خب که چی 

مامان منم اینجوری بود

شوهر کردم گفتم درست میشه ولم میکنه

اما نه بازم همونجوریه

دیونه ام کرده

پاچه شلوار بره بالا یچی میگه

موهام از پشت شال بلنده میاد مبیرون یچی میگه

خونه فامیلاش نرم یچی میگه

اینا هیچوقت درست نمیشن

فقط خودتو بخاطرش توی ازدواج ننداز

 به خدا  درکت میکنم فقط باید نادیده بگیری 

من  یک روزی اینقدر اینا برام مهم بود ولی الان خودم زدم بی‌خیالی 

دیگه بیخیال شدم فقط به فکر خودمم فقط یکم دیر به فکر خودم افتادم که بیماری گرفتم. سر همین اعصاب خوردی

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز