طلاق تو سن سی و خورده ای بدون بچه
نظراتون میگید
اصلا دلم به زندگیم نیست انگار متعلق به این زندگی نیستم و همش تو فکر رفتنم
ناگفته نماند سختی زیادی از اول ازدواج تا حالا کشیدم از دست شوهرررر ، مادر شوهررررررر ، جهنم را با چشمم دیدم
بخاطر همین بچه نخواستم که حتما طلاق بگیرم
اما میترسم از روزی که نتونم سرنوشتم عوض کنم و چیزی مانع بشه مجبور بشم بمونم ، غم عمیقی میفته رو دلم