سلام
دوستان من اتاقک کوچیکموداشتم تمیزمیکردم باخانواده دعواکردم وزدیم به تیپ وتاپ هم بعدیکی ازهمسایه هامون که خیلی براش احترام قائلم ازقضیه خبرداره اومدحرف زدیم گف فردامیام باهاشون صحبت میکنیم منم حالم بده خونم بمب ترکیده کثیفه داشتم خونه تکونی میکردم دیدظرف شویی پره به احتمال زیاد اتاقک منم میان فرداباشوهرش چیکارکنم شرفم میره خیلی کثیفه ازاینورحالم بده ازاینوراینا