بچه ها موضوعی هست که دلم میخواد نظرتونو بدونم.
من الان ۲۷ سالمه یک خواهر دارم با فاصله کمی از من بزرگتره . از ۲۲ سالگیش واسش راحت خواستگار راه میدادن و همش حرف این چیزا بود ولی خونوادم تعصب وحشتناکی داشتن من زودتر ازدواج نکنم ینی کلا اسم خواستگار واسه من اگر میومد رفتارا اینجوری بود که خواهرم ۱ماه واسم قیافه میگرفتو حرف نمیزد باهام اصلا حرف خواستگاری واسه من نمیزدن چه برسه اصن بخواد کسی بیاد واسم خونمون. من تا این سن هیچ تجربه خواستگاری ندارم دوست پسر داشتم واسو هنوز باهاشم.
مشکل من اومدنو نیومدن خواستگار نیست درد من حس سرکوب شدنه هردختری تو اوج سن جوونی دوس داره واسش حرفش باشه من دوستامو میدیدم راحت میگفتن شب خواستگار دارم. نمیدونم چجوری بگم من خودم ازدواج با خواستگاری سبکم نیست ولی کسی از من اصن نمیپرسید دوست داری یا نه؟اصلا حساب نمیشدم کلا دلیلشونم این بوو خواهرت به شدددت حساسه واقعا حرفش میشد رابطش با من بد میشد. الان مدتهاست دعوا دارم میگم اون حس و حال و از من گرفتید تهش اصل حرفمو نمیفهمن اصلا گردن نمیگیرن میگن عقده خواستگار داری تو. نظرتون چیه؟