من الان جوونم ولی خیلی چیزها برام شده عقده. ده ساله دارم میکشم. واقعا بریدم. خییییلی دلم میخواد طلاق بگیرم. خیلی دلم میخواد جدا بشم ولی بچه هام کوچک هستن. با اینکه شاغل هستم. ولی میدونم هممممه مانع خواهند شد. و من تک و تنهام. میدونم که اذیتم میکنه . این بچه های طفل معصوم این وسط اذیت میشن.
الان یک هفته است تو خونه ما نون نیست. من مرییییض در حد مرگ هم باشم دست به هیچی نمیزنه .
به فکر خیلی چیزها نیست هر وقت هم اعتراض کردم پرو پرو جواب پس میده
شوهر من درونگرا هم هست. سکوووت مطلق انکار با دیوار ازدواج کردم . و من برونگرا.
یک انسان بی روح و افسرده و بی مسیولیت