دخترفامیلمون که انقدر خودشو میگرفت حتی سلام و احوال پرسی هم نمیکرد وقتی تو مجلسی میدیدیش
تازه مسخرت هم میکرد بخاطر پشت کنکور موندن
الان اومده یه ازدواج داغون کرده
برااینی که انقدر خودشو میگرفت و باشاهم فالوده نمیخورد ازدواج داغونبه
پسره مسافرکشی میکنه بابا و داداش پسره هم معتاد سرسخت و داداشش دزد
پسره قدش بلنده حدود صدو هشتاد بعد این صد پنجاه بزور. پسره ازش سرتره نسبت به خودش وگرنه باز تنهاییی حساب کنی متوسطه از لحاظ قیافه
دختره هم قیافه متوسطه
پسره از اول معیارش این بوده که یه دختر فامیل بگیریم که بهشون شناخت داریم
دختره سی سال، پسره 35
این انتر خانم سر پشت کنکور موندنم تیکه بهم انداخت، یکبار هم رفتیم خونشون خواهرش که هم سن منه اومد دنبالم بیابریم طبقه بالا، بعد اون اومد در همه اتاق ها رو قفل کرد با کلید که نکنه بریم توشون کلیداروهم باخودش برد
میمون هرچی زشت تر بازیس از همه بیشتر خواهر که همسن من لود اصلا این طور نبود اون ازدواج خوبی کردقیاقش هم از این خیلی بهتر و همچنین قدش