دیروز همش ذهنم درگیر این بود چقدرآمار جدایی بالا رفته.
مشکل از کجاست؟مشکل اقتصادیه یا طرز فکرا که عوض شده؟چطور پدر مادرای ما کل زندگیشون و باهم زندگی کردن.
منم واقعا دوست دارم تا آخر عمرم با همسرم زندگی کنم.
اونم عاشقمه.وفادار بودن خط قرمز جفتمون هست هم خودم از خودم مطمئنم هم اون از خودش.
میدونم همه ی آدما چند تا خوبی دارن در کنارش بدی هم دارن.
برای همین تصمیم گرفتم کنار همسرم تا آخر عمرم بمونم.
البته اون خیلی باهام مهربونه.خیلی خیلی فداکاره.
امیدوارم که همه ی عمرمون همین طور باشه.
من زن هایی و دیدم که خیلی سختی کشیدن
اعتیاد دست بزن داشتن بی احترامی و بی توجهی کردن اینا میتونه دلیل جدایی باشه.
ولی بعضی ها خیلی الکی طلاق میگیرن.
یه جورایی از روزمرگی زندگی شون خسته میشن و همه چی رو در شوهرشون می بینن چون بزای خودشون هدف ندارن.ولی باید درک کنیم زندگی متاهلی زندگی با یه نفر دیگه کلا سختی های خودش و داره.
یکی دیگه از دلایلش زود ازدواج کردنه بیشتر کسایی که تو سن کم ۱۸ تا ۲۱ ۲۲ سالگی ازدواج کردن مشکل دارن.
چون ازدواج و خیلی رویایی می بینن و بعد که می بینن خلاف انتظاراتشونه ناامید میشن.
ولی جز مواردی که گفتم بیشتر وقتا یه زن می تونه زندگیش و با برخورد درستش مدیریت کنه رفتار شوهرش و رابطه شو.
مردا با خوش اخلاقی خام میشن.با زنانگی و محبت و محیط شاد و آروم داشتن.
البته درصدی از مرددم هستن که کلا ذاتشون خرابه.
ولی من دیدم زن و شوهری که خیلی مشکل داشتن بعد که زنه روحیه و رفتارش با همسرش و تغییر داد همسرشم تغییر کرد.
در کل دلیل تاپیکم اینه که از جو منفی ای که تو جامعه به وجود اومده حس بدی گرفتم.تا هر کی میرسه بهمون میگه حالا در آینده باید دید چطور میشه.مردا همشون خیانت کارن.مردا همشون بی وفان مردا فلان همه چی عادی میشه.همه طلاق میگیرن آخرش.
نمی دونم دلیل این همه انرژی منفی فرستادن به سمت زندگی بقیه چیه؟چرا برای هم مثل قدیما دعا نمیکنیم که انشااله به پای هم پیر بشید.
چرا همش میخوایم پیش بینی و آینده نگری کنیم؟شاید اگه این انرژی منفی ها نباشه خیلی از زندگی ها خراب نشه.