ببین اگه به صلاحت نیست درست مثل آدم بالغ حرف بزن بگو بعد از همه مدت و شناخت ، با هم مچ نیستیم و اگه واقعا قصدت جدایی هست، اگه قول تغییر و .... داد گول نخور. و اینکه امروز خیلی دیدم هی میگن مورد بهتر مورد بعدی مورد فلان. اصلا نفهمیدم یعنی چی نگرانم مورد بهتر گیرم نیاد ؟ یعنی با این شخص دوست بودی چون فکر میکردی خوبه ؟ الان متوجه شدی بهتر از اون هم وجود داره؟
ببین اگه به صلاحت نیست درست مثل آدم بالغ حرف بزن بگو بعد از همه مدت و شناخت ، با هم مچ نیستیم و اگه ...
ببین ما چندین ساله که دوستیم از سن کم الان فکرم فرق کرده بزرگ شدم چیزایی هست که مرددم میکنه هم زمان اصرار به ازدواج داره. اره تا الان فک میکردم خوبه و خب چون باهاش بودم تاحالا با ادم دیگه ای قرارم حتی نذاشتم الان ی وضعیت دو دلی پیش اومده که اگر کات کنم بعدا کیس بهتر و خوبی برام پیدا میشه؟اگه نشه چی ولی یک دلم نیستم برای ازدواج
به کیس بعدی فکر نکن اگه با این آدم خوشحال نیسی بدون نگرانی از کیس بهتر، راهتو جدا ...
الان اصرار داره به خواستگاری من به خونوادم گفتم اونا میگن اشتا بشیم ببینیم مناسبن یا نه ولی مگه میشه بعد این همه سال دوستی بیاد خواستگاری بعد بگم خوتوادم گفتن نه؟قطعا فک میکنن ینی اره
از ۱۶ سالگیم .فک کنم ۱۰سال تا دانشگاه فقط پیام و چت بود خیلی نمیدیدیم همو
ببین اگه مطمئنی با این آدم تفاهم نداری یا نمیدونم مثل قبل دوستت نداره و دوستش نداری، برای هم وقت نمیذارین فلان فلان جدا شو ولی اگه فقط چون فکر میکنی اگه بره کیس بهتر برات پیدا میشه، دلیلت منطقی نیست کلی گفتم اگه به صلاحت نیست و فکر میکنی اخلاقی داره که نمیتونی تحمل کنی، زندگیت مهم تر از یه دوستی ۱۰ سالس بلخره بعضی وقتا ، آدما باید به فکر خودشون باشن خودخواهی هم نیس. وقتی دوستش نداری، عشق یک طرفه به چه درد اون بنده خدا میخوره بهانه بیار بذار بیان خواستگاری بعد به بابات بگو دفعه دیگه تو قرار بعدی بپیچونتش
ببین اگه مطمئنی با این آدم تفاهم نداری یا نمیدونم مثل قبل دوستت نداره و دوستش نداری، برای هم ...
بنظرت بذارم بیان خواستگاری و جمع کردنشو بذارم به عهده خونوادم؟من اگه بهش بگم ی بار گفتم همش گریه زاری کرد نتونستم بیشتر اذیتش کنم ولی خب من مرددم:(یک دله نیستم من مثل اون
اره ممکنه ولی خب ادم نگران میشه همش میگه دلخوشیم تویی و من فقط فک میکنم با هم زندگی کنیمو ولی من مطمئن نیستم به انتخابم چیکارکتم خب بچه بودم با الان فرق دارم:(
اره ممکنه ولی خب ادم نگران میشه همش میگه دلخوشیم تویی و من فقط فک میکنم با هم زندگی کنیمو ولی من مطم ...
منم گیر همچین آدمی افتاده بودم و خدا رو شکر میکنم از همه جا بلاکش کردم تا چسناله هاش به گوشم نرسه من به جز تو کسی رو ندارم (یعنی منزویه و واقعا کسی رو نداره) گریه میکنه( میخواد با احساسات تو رو کنترل کنه) تهدید میکنه اگه بری فلان بلا رو سر خودم میارم(یعنی میخواد بهش باج بدی) ببین بهش بگو نمیشه یه متن بلند بالا بنویس حتی شده به خونوادت هم بگی در جریان باشن بگو بنداز گردن خونواده ولی تن به این رابطه نده