اصلا قاطی نشو حرفشو گوش کن میشناستشون
من فکر میکردم نمیخواد من قاطی بشم باهاشون داره الکی منو دور نگه میداره بعدا فهمیدم اوه اوه اینا چقدر پشت سر من حسودی میکردن چقدر مادرش چرت میگفته چقدر جلو روم قربون صدقه های دروغی میرفتن پشتم حرف سرد میزدن. بعدم اصلا بلد نبودن حریم آدما رو رعایت کنن یا احترام بذارن. خلاصه که تجربه ی بقیه رو تجربه نکن