از اول بارداری تا الان همه ی کارای خونه رو خودم انجام دادم هیچ کسی حتی یه جارو نزده خونه ی منو حتی حالم ک بد بود اوایل هیچ کسی یه بار برام غذا درست نکرد همه ی کارامو خودم کردم البته راضیم اینجوری فردا روزی هیچ کسی نباید ازم توقع داشته باشه براش قدمی بردارم (جاری،خواهرشوهر،مادرشوهر)فقط هر دفعه مادرم یه کمکی میکرد بهم اونم چون خدا میدونه خیلی گرفتاره واقعا ازش توقعی ندارم میگف بیا خونه خودمون بمون ازت نگهداری کنم اما دلم نمیومدم با این همه کار که خودش داره درگیر حال بدیای منم بشه