بچه ها ما ۲نفری اومدیم مشهد مسافرت. دوسه روزه. یه دورس واسه همسرم گذاشتن.
اتفاقی یکی از دوستای محل کارسابق همسرمو دیدیم باخانواده و... باهمم خیلی دوستن. ولی خب رفت وامدنداشتیم...
همسرم شهر محل خدمتش عدض شده بود.خلاصه واسه حرم و بازار واینا باهم میریم میایم.منم از خانمش خوشم اومد ولی مشکلم ایته یکم سخته واسم یعنی چندوقت باید بگذره تا راحت شم باطرف. الانم مبگبم میخندیم شوخی ولی خب اونقدا راحت نیستم
منم دیدم ادماب خوبین همسرمم دوسداره رفیقه خب چ اشکال داره باهم بریم بیایم.
ولی عصر خواستیم بریم بیرون باز همسرم ب اون گفته واونام میان😔😔😔 من ادم دردنگراییم تاحدودی بیشتر منطقه امنمو دوسدارم ولی بخاطرهمسرم رعایت میکنم. ولی حس میکنم همسرم دیگ شورشو درمیاره گاهی. خب اوکی دوستین ولی حالا۲نفره بریم بیردن می میشه.بخصوص تو بااقاهه رفیقی من یکم موذبم فعلا