2821
2789
عنوان

شنبه شخمی🥴🥴🥴🥴

64 بازدید | 1 پست

من امروز می خاستم برای یک کار کوچک برم بیرون

من چهار راه منتظر تاکسی وایستادم

باورتون میشه یک وانتی مزاحمم شد همه رو برق می‌گیره منا چراغ موشی

خب پلان اول😜

رفت دوتا چهار راه بالاتر پیاده شدم.کارت عابر بانکم جلو یک مغازه قصابی از دستم افتاد. صاحب مغازه داغون قصابی که زل زده بود بهم. این با همون پیش بند و شلوار کردی ودمپایی دیگه بقیه وجناتش خودتون می تونید تصور کنید افتاده بود دنبالم

دیگه  فرار کردم رفتم تو یک پاساژی نفهمیدم چه گورش کند

آخرش هم واسه خودم کابل شارژر نخریدم دست از پا درازتر اومدم خونه😪😪

ولی من هرگز کسی را که به خاطرم گریه کرده بود، ترک نمیکردم هرچه ميخواهی از دست بده به جز دلی كه تلاش ميكند برای خوشحال كردنت دست به كارهای بسياری بزند، بعضی دل ها هيچ جايگزينی ندارن....
2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز