ولم کرده بود رفته بود منم رفتم خونه بابام
از بلاتکلیفی بدم میاد
بعد یه ماه بهم زنگ زد اما خیلی طلبکارانه باهام صحبت کرد منم درست حسابی جوابشو ندادم
تا اینکه دیروز زنگ زدم بهش گفتم باید ببینمت بعد سه ماه
رفتیم خونمون وقتی بهش گفتم با هم بریم توافقی جدا بشیم
زد زیر گریه و بغلم کرد
دوست دارم دلم نمیخواست اینطور بشه و از این حرفا
دیگه هیچی نمیدونم دارم دیوونه میشم
( حتی قراره مهرمم ببخشم)
یک سال نشده ازدواج کردم
بچه ندارم
نمیدونم دوسم داره نداره چرا اینقدر بچه بازی درمیاره
میخوام برم پیش مشاور بگم این قضیه تو تصمیم بگیر جداشم یا بمونم
شما جای من بودین چی میکردین🤦🏻♀️
( سر اینکه دعوامون شد از خونه قهر کرد رفت)