دردناکه وقتی به مرور میفهمی جدا از چالشای زندگی، این مواجه ها منطقی نیستن.
میفهمی عزیزترینت اختلال روانی داره
مگه بیماریا همه جسمیه؟ مگه همش سردرد و پادرده؟
گاهی مطمئن میشی که عزیزترینت با ی درد روانی زیاد مواجهه که نمیتونه کاری کنه و تو هم نمیتونی و باید بپذیری.
سختیش هم فرقی نداره.
یکی با ی مادر یا پدری که ممکنه ویلچری باشن زندگی کنه و یکی با والدی که مشکل روانی داره.
چرا کلمه روانی انقدر برامون گنده و غیرعادیع