سلام ببخشید واقعا نمیخواسم از ناراحتیم به کسی بگم ناراحتش کنم ولی چون خیلی دلم گرفته و کسیو ندارم میگم
چند ماه پیش مادربزرگ همسرم نذری داشتن و تو شهر خودمون نیسن(ما شیرازیم و اونا یزدن) خودم بخاطر شرایط روحی بدی که داشتم گفتم نمیام ولی تو برو که زشت نشه خواستی بچه ها رو هم ببر من میرم پیش مامانم اینا و شروع کرد که اره تو کلا از اونا خوشت نمیاد و اینا منم اعصابم خرد شد گفتم اره از اونجا خوشم نمیا
د ولی بخدا از عصبانیت گفتم منظوری نداشتم مامانبزرگش رو جای مانانبزرگ خودم میدونم و کلا نرفت
الان داییش رفته کربلا و هفته بعدی میخواد بیاد
امشب که سر صحبت باز کردم کی بریم که برای اومدن داییت اونجا باشیم گفت خودم با مامانم اینا هماهنگ میکنم میرم تو لازم نیست بیای
اخه من چیکار کنم از دستش