هنیشه میگفتن جاریت خوبه تو بدی نیگفتن خواهرشوهرت خوبه تو بدی مادرشوهرت خوبه تو بدی اونا میگفتن و شوهرم میگفت از اونا یاد میگرفت من دلم پاکه ولی ی غولم تو چشاش ی جادوگرم تقصیر مامانشه چون دهن بینه مامانشم یادش میده
ماداریم طلاق میگیرم بعد ماها پیام داد گفت یادته من مسافرت نیرفتم رفتی برام خوراکی گرفتی ولی یادت باشه من یدونشو قبول نکردم الکی گفتم میل ندارم چون تو قلبت سیاهه واسه همون چون قلب بدی داری نخواستم چیزی که تو گرفتیو ببرم بخورم بعدم گف هرچی لباس خورد خوراک و گوشی گرفتم حرومت باشه
الهی بشکند دست من حتی وقتی خوبیم نیکنم بازم ادم بده میشم من فک میکردم میل نداره ولی از قصد نگرفته