بعد تاپیک قبلم رفتم به روان شناس خواهرم پیام دادم اون بهش زنگ زد خواهرم جواب نداده بود منم به پیشنهاد اون رفتم به مامانمینا گفتم که چند ساعته از اتاقش نیومده بیرون ی کاری کنید
درو باز کردیم اومد بیرون چشماش پر خون بود و کلی بالاآورد فشارش اومده بود رو ۷ و نیم بردنش درمانگاه الان من با خواهر کوچیکم خونه ایم دلم داره میترکه براش لعنت به کنکور که رید تو جوونی خیلیا💔لعنت