درود. خوش آمدید.
نمیتوانم تایپک را قفل کنم. پس، هرچه نوشتید
به جان و جد میخوانم.
اگر دوست داشتید، شعر بنویسید.
از رسول یونان این شعر را به تازگی خواندم... بیاندازه دوستش دارم.
زودتر از آنچه که فکر کنی میگذرند.
عشق ها
اضطراب ها
هیجان ها
باد و باران های یک تابستان اند.
ارادتمند، لیپار🌹🌹🌹