2777
2789
عنوان

حکایت جالب

77 بازدید | 0 پست

درخت مکر زن صد ریشه دارد / فلک از دست زن اندیشه دارد!


 


روزی مردی خروس لاری می خرد و به خانه می برد. زن سر و صدا می کند و می گوید شما در خانه ای که زن هست نامحرم به خانه آورده ای . هرچه زودتر برو و خروس را پس بده.


مرد به ناچار و از روی اجبار زنُ خروس را پس می دهد. فروشنده می پرسد آیا خروس من مریض و لاغر بود یا نه؟


مرد ماجرا را می گوید . فروشنده بلافاصله می گوید اگر ناراحت نمی شوی رازی را به تو می گویم. مرد نیز آماده شنیدن راز شد ولی متاسفانه فروشنده گفت: خانم شما با مرد دیگری ارتباط دارد. مرد شروع به داد و فریاد کرد و کار به کتک کاری کشید. فروشنده گفت اگر حرف من راست باشد شما صد من زعفران را به عنوان پاداش باید به من بدهی. مرد قبول کرد. به خانه رفت و گفت که می خواهد به یک مسافرت طولانی برود. ولی نیمه های شب به صورت ناگهانی برگشت و لی متاسفانه حرف فروشنده درست از آب درآمد و مرد قضیه را فهمید.


فروشنده گفت:


"هَوِنی تو گوش کن مکر زنان را    صبح زود ظاهر کن صد من زعفران را

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز