من کلا ادم ترسویی هستم یعنی یه امپولم میزنم بدنم میلرزه از استرس، سر بچه اولم بخاطر شرایطم تا بارداری تموم بشه و سزارین بشم مردم از استرس حتی سر عمل قرار بود رحمم خارج بشه دیگه دوران بارداری و نمیگم که به جز سختیهاش نه ماه استراحت مطلق بودم، الان سر دومی انقدر بی خیالم، عزیزم لحظات شیرینیه درد با شیاف و دارو قابل کنترل هست ، اصلا استرس نداشته باش و ریلکس باش انشاالله زایمان راحتی داشته باشی
به هر که مینگرم در شکایت است، در حیرتم که گردش گردون به کام کیست....
عزیزم ایشاالله به سلامتی نی نیتو بغل میکنی،منم سزارین بودم خیلی سخت نیست جوری نیست که نشه تحملش کرد اینم میگذره
💖مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید💖👪برات اون وقتی رو آرزو میکنم که از ته دلت لبخند میزنی و میگی: خدایا این بیشتر از اون چیزی بود که براش دعا کرده بودم، شکرت..❤️و باز هم معجزه الله دختر قشنگم خوش اومدی😍
عزیز دلی دوست جان منم خیلی میترسیدم جوری که تو اتاق عمل ضربانه قلبم خیلی رفت بالا،دکترم اومد آرومم کرد بهترین لحظه وقتیه که صدای فندوقتو میشنوی فقط به این فکر کن،بعدشم که یه درد سادس واقعا، تو بیمارستان مواظبن شیاف میزارن که اذیت نشی اصلا بهش فکرم نکن بهت قول میدم یه زایمان عالی در پیش داری به امید خدا🥰😏
💖مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید💖👪برات اون وقتی رو آرزو میکنم که از ته دلت لبخند میزنی و میگی: خدایا این بیشتر از اون چیزی بود که براش دعا کرده بودم، شکرت..❤️و باز هم معجزه الله دختر قشنگم خوش اومدی😍