شوهرم میگفت به مادرشوهرم برن کربلا اربعین چون من بچه کوچک دارم نمیشه برم بعد پیش پدرشوهرم اینا میگفت منم بهش پیش اونا چیزی نگفتم
بعد که تنها شد رفتم گفتم من نمیزارم کربلا اینا بریا الکی برا خودت نقشه نکش
گفت چرا و اینا منم گفتم نمیشه بری من نمیتونم بمونم تو بری
بعد الان از دیروز قهر کرده باهم حرف نمیزنه
اومدیم خونه مادرشوهرم اینا مسافرت بنظرتون من چه واکنشی داشته باشم؟؟؟؟؟