2777
2789
عنوان

زندگی من

372 بازدید | 33 پست

خوشگل ترین دختر وشهر باشی 

و تو بدترین جای ممکن دنیا بیای ظلمه 

نه آغوشدر نه مهر مادر

تنها چیزی که از شون دیدم دعوا بود مامانم همش درحال دعوا باهمسایه ها بود پدرعم پایه بود 

خدایا آخه چرا ۱۷ سال کم نیست چقد خواستگار داشتم چه آرزوها داشتم 

خدا لعنت کنه مادرم رو یه روز وه کتکم زد سر هیچی 

منم لج کردم خوابیدم چند روز به غذا لب نزدم 

فرداش یکی از پسرای همسایه که ازم ۱۰سال بزرگتره وعاشق بود خیلی خیلی اومد خواستگاری 

ازشون نفرت داشتم اماراتی بودم باسن ازدواج کنم فقط بررررم 

باشید تا بقیه رو بگم وقضاوت کنید

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

حالا پسره سواد هیچ

پول هیچ

قیافه هیچ

تیپ صفر 

حرف زدن هم بلد تبود😭😭😭😭😭😭

امان از دلم 

بابام راضی نبود میگفت بهت نمیاد خودم بع زور قبول کردم لعنت به اون روز کاش طاقت می آوردم 

به اینم فکر می کنم با این خانواده آدم درست حسابی نمی اومد سراغ من

 دیگه خوشگلل ترین دختر شهر یه دورغه 

من یک زن عاشقم با کلی رویایی دخترونه من به خاطر تو از همه ی ارزوهای قشنگم گذشتم من به خودم یک  جوونی و نوجوونی کردن بدهکارم حالا که میبنم بازم برگردم عقب بازم تورو انتخاب میکنم اما بازم یه عادت های دخترونه دارم هنوزم قوی نشدم وقتایی که دلم میگیره یهو میزنم زیر گریه جایی کم میارم زنگ میرنم به پدرم به تکیه گاهم درد و دل میکنم تو با من چکار کردی که با سن کمم تونستم دوری خانوادمو تحمل کنم؟ من برای اینکه  تورو داشته باشم تاوان پس دادم تاوان تنهاییم تاوان درس نخوندنم تاوان سختی کشیدنم هنوزم دارم تاوان داشتنتو پس میدم اما دلم به داشتنت گرمه مرد خوش خنده من تصمیم گرفتم که مهربون باشم باهمه پرخاشگری و ناامیدی و حرص خوردن رو بزارم کنار و مثبت فکر کنم و مثبت عمل کنم امیدوارم موفق شم

خدایا تو رنج منو دیدی 

چقد خجالت می کشیدم اصلا باهاش راه نمی رفتم تمام رفتاراش گدشت تنم رو می ریخت پشیمون شده بودم فهمیده بودم تو چاه افتادم 

ولی عاشقم بود اینو می فهمیدم فقط

یه روز خیلی گریه کردم گفتم من ازت بدم میاد منو ببرم خونمون یه جوری میگم طلاق بگیرید

گ گریه کرد وگفت باشه

رفتم خونمون یه روز خوب بود روز بعدش مادر آفریده م شروع کرد به گریه وعجز وزاری وابرو داری اینا

هی بابام رو یاد میداد بابام چی برج زهر مار

از ته دلم دعا کردم بیاد دنبالم آدم میشم فقط بیاد من از جهنم راحت شم 


هرچی بود اونجا پراز آرامش بود راحت بود م 

سه روز بعد اومد دنبالم  گفت نیای گفتم آره رفتم 

تسلیم شرایطم شدم یه طور ناباورانه اون شب نزدیکی کردیم خیلی راحت 

اما شوهرم خیلی مشکل دات 

انقد جق زده بود یه عادت شده بود برام مهم نبود ولی خیلی تلاش کردم نمی دونم خدا چه قدرتی بهم دا. ت نسیم ترکش بدم 

دوستم داشت راضی نبود اذیت بشم 

ولی نابودی ارزوهام ر. دونه دونه جلوی چشام می دیدم 

من به آدم رمانتیک 

باهوش 

خوشتیپ 

زیبا قوی 

اون دقیقا برعکس

 

رو لباساش کار کردم 

رو ظاهرش تعقیر ایجاد کردم 

خیلی بهتر شد 

شوهر بیچاره م هم بچه اخ. بود 

اونم ترد شذه بود بی کس تر از من  اونم یه بی پناه بود

همه به خاطر مظلوگیتش حقش رو می خوردن بی زبون ب د 

حتی برادرهاش 

کی میدونه من چی کشیدم هیشکی نمی دونم 

تشویقش کردم رفت تو یه کار خوب 

وضع مالیم ن خ ب شد تو اون دوران خدا بهمون بچه داد 

از ا ون خونه نحس اومدیم بیرون خونه گرفتیم 

شوهرم خیلی بی زبون بود 

اصلا نمی تونست از حقش دفاع کنه به خاطر همین ‌آرش یه ماه بود دوماه بیکار 

اما گذروندیم به سختی 

خونه خریدیم. خدا یه بچه دیگه بهمون داد 

بابت خرید خونه برادر شوهر وجا ی ها داشتن دق می کرون آخه گنده تر از اونا همچین پیشرفتی نداشتن همش خ است خدا بود فقط

بعد بچه دومم ورق زندگی برگشت انگار خدا آزمون رو گردونده بود اصلا کار پیدا نمی شد 

بیچاره با پایین ترین قیمت هم نمی تونست کار کنه 

اخ یادآوریش برام عذابه 

یک سال سال پر از حسرت مید

وه لباس 

یه غذای خوب 

قرض. قوله .

فروختن طلا گذشت وتصمیم گرفتیم خونه ر. بفروشیم بدهی هامون ر. بدیم وخرج کنیم 

به طور اتفاقی در چندروز خونمون به بالاترین قیمت ممکن خ

فروختیم اصلا باورم نمی شد شوهرم یه قیمت بالا گذاشته ز

بود 

شبش رفت گشت زنگ زد گفت یه خونه ۸۰ مت ی پیدا کردم انقد خوشگله ده ملیون هم قیمت‌هایی تره 

وای خدای من 

خ ونه گا ۴۰ متر بود یهو خ نه ۸۰ متری خدایا 

اونم ده تومن ارزون تر 

انقد خوشحال ب دم نگوووووو

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792