سلام ... دختر خاله ام واسش خواستگار اومده ... مادر پسره تماس گرفته گفته باهم بیشتر آشنا شن که اگه از هم خوششون اومد که بیان خواستگارى رسمى ....
بعد دختر خاله ام با پسره ١ بار رفتن بیرون ، پسره گفته ، خوبه و خوش گذشت و اینا .، انشالله فرصت دوباره بشه که قرار بذاریم ... فرداش دختر خاله ام مسیج داده صحبت کردن بعد پسره زنگ زده و حرف زدن ... بعد دختر خاله ام مسیج داده حرف زدن ... ولى پسره اصلا مسیج نمى ده اگه دختر خاله ام مسیج نده ... خانواده اش هم زنگ نزده ... البته مادرش اول به خاله ام گفته بذار این محرم و صفر بگذره بعد ... حالا دختر خاله ام یه خواستگار دیگه داره ... مى گه چجورى تکلیفم رو با اینا مشخص کنم که ضایع هم نباشه که اگه نمى خوان با اون یکى آشنا شه ....
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ن چ زشتی. مادرش میگه و اونام بعد بفکر میشن ی روسری چیزی میارن تا خواستگاری رسمی. ولی اگ سرخود خواستگار دیگم بیاد و اونا بفهمن بدتره.میگن ما گفتیم میایم و شما کس دیگ رو را دادین. اگ کیس خوبیه چرا بد باشه.از بلاتکلیفی در میان
گاهی دلــــــم میخواد وقتی بغـــــــض میکنم خـــــــدا از آسمون بیاد پایین اشکامــــــو پاک کنه و دستمو بگیره و بگه آدمـــا اذیتت میکنن؟!؟
بیــــــا بریـــــــــم . . . . . .