زنگ زدگفت اخر هفته بچه ها دوستامون و گفته بیان ویلا دور هم منم گفتم به خواهرم میگم بیاد گفت ن نگو بیاد اینا جمعشون از اونا جداس حالا قبلا تو یه جمع بودیما باهم منم گفتم نه بفهمه ناراحت میشه واقعا بهش برمیخوره اصلا به خود منم برمیخوره دوستای اون ادمایی که ما دعوت نمیکنیم و میارن تو جمعمون اونوقت من خواهرم و نیارم بعد گفت حالا الان نگو ببینیم دور هم میشیم یا ن اگر بخواد دعوت نکنه منم میگم مهمونی کنسله کلا نگیر چطور چند تا غریبه بیان باغ خواهر من نیاد
اخه سری پیش گفت نگو بیاد من نگفتم ولی واقعا از ته دل ناراحت شدم هیچی نگفتم این سری هم گفت بدم میاد با خانوادم بخواد بد رفتار کنه من خواهرم خیلی جاها پشتیبانم بوده نمیخوام اینجوری دلش بشکنه