2777
2789
عنوان

تجاوز

4340 بازدید | 107 پست

خیلی سال پیش این اتفاق برام افتاد تو ی خونه  مستاجر بودم که دوطبقه بود صاحبخونه ام بازاری بود و زن بچه داشت خیلیم شناس بود اول به من مجرد خونه نمیداد گفتم پول پیشم کمه رفت و امدی هم ندارم تو بنگاه واسطه شدن  زنشم بهش گفته بود اشتباه کردی ندادی که قبول کرد دوسال تو خونه اش مستاجر بودم ی چند وقتی بود مشکل خیلی بدی داشتم گرفتار شده بود قضیه مالی بود حالم  خیلی بد بود وزنم هر روز کمتر میشد چون اصلا به خورد و خوراکم نمیرسیدم مجبور شدم ی سری از وسایل خونه مو بفروشم ی پنج شنبه از کارم مرخصی گرفتم و تو خونه موندم چون فرداشم جمعه بود دو سه تا قرص خوردمو خوابیدم  نصفه شب با صدایی از خواب بیدار شدم وسط حال رو زمین خوابیده بودم یهو که چرخیدم صورت  مرد صابخونه رو که داشت بهم میخندید موزی موزی دیدم جیغ کشیدم فوری جلوی دهنمو گرفت و ......😔 این مال خیلی سال پیشه اما این موضوع رو با کسی در میون نگذاشتم و باعث شد دیگه ازدواج نکنم ایا میتونستم کار دیگه ای کمم تو این مملکت؟؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز