سلام
امروز یکی از همکارای همسرم، حالش سرکار بد میشه زنگ میزنن تیمارستان بیان ببرن
داستانش ازین قراره
همسرش یه ساله سر ناسازگاری برمیداری وبهانه های مختلف ک میخام ازت جدا شم
تو روش برمیداره میگه تو نمیتونی تامینم کنی ازت جدا میشم میرم صیغه مرد پولدارمیشم
اخه عمه خانمه صیغه مردا میشه و ازین طریق پول بدست اورده خونه ماشین انچنانی حالا
حالا همکار شوهرم 3تا بچه داره بزرگش 17سالشه با 20سال زندگی مشترک
اینا رو هفته پیش ب شوهرم درد دل کرده بود
امروز سرکار ساعت یک شب کارای غیرمعمولی میکته میره وسط درمانگاه شلوارشو میکشه پایین
وکارای عجیب غریب
رفته دکتر عمومی قرص اعصاب داده بش فک کنم چن تا خورده ایجوری شده
سرطانم داره
بچها حالم خیلی بده
خواهش میکنم هرکی میتونه یه حمد برا سلامتیش بخونه
وب هرکی میتونه بگه بخونه