من آخر سر ترسیدنام شبا یهو بیدار شدنو گریه کردن برام دعا نوشتن همیشه قبل خواب باید پیشم باشه اگه نباشه باز میبینمش مامانم میگه وقتی تورو حامله بودم خیلی میترسیدم چ بدونم خودم اعتقاد نداشتم انقدر اومد جلو چشمم دیگه باور کردم که هستن
اَهمیت نِمیدم کسی پُشتَمه یا نه. رشتمانسانیه اگر کنکوری هستی و سوال داشتی راجب کنکور و نحوه خوندن میتونی ازم بپرسی🤭
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
ی بار دیدم به خدا راس میگم جلو در به شکل آبجیم داشت بهم نگاه میکرد منم خواب بودم اصلا نمیتونستم تکون بخورم چشمم بزور باز کردم دیدم داره بهم نگاه میکنه میخنده چشاش صورتش ی حالت بدی داشت تا ی هفته نمیذاشتم آبجیم بیاد سمتم
من ۱۸ سالمه از بچگی همیشه ترسیدم و دیدم دیگه عادت کردم
اَهمیت نِمیدم کسی پُشتَمه یا نه. رشتمانسانیه اگر کنکوری هستی و سوال داشتی راجب کنکور و نحوه خوندن میتونی ازم بپرسی🤭