من آخر سر ترسیدنام شبا یهو بیدار شدنو گریه کردن برام دعا نوشتن همیشه قبل خواب باید پیشم باشه اگه نباشه باز میبینمش مامانم میگه وقتی تورو حامله بودم خیلی میترسیدم چ بدونم خودم اعتقاد نداشتم انقدر اومد جلو چشمم دیگه باور کردم که هستن
اَهمیت نِمیدم کسی پُشتَمه یا نه. رشتمانسانیه اگر کنکوری هستی و سوال داشتی راجب کنکور و نحوه خوندن میتونی ازم بپرسی🤭
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
ی بار دیدم به خدا راس میگم جلو در به شکل آبجیم داشت بهم نگاه میکرد منم خواب بودم اصلا نمیتونستم تکون بخورم چشمم بزور باز کردم دیدم داره بهم نگاه میکنه میخنده چشاش صورتش ی حالت بدی داشت تا ی هفته نمیذاشتم آبجیم بیاد سمتم
من ۱۸ سالمه از بچگی همیشه ترسیدم و دیدم دیگه عادت کردم
اَهمیت نِمیدم کسی پُشتَمه یا نه. رشتمانسانیه اگر کنکوری هستی و سوال داشتی راجب کنکور و نحوه خوندن میتونی ازم بپرسی🤭