2777
2789
عنوان

بعد طلاق:)

272 بازدید | 15 پست

اونایی که تجربشو دارن 

واونایی که اطلاعاتشو دارن...ازهمتون ممنونم میشه نظر بدین بعد طلاق زندگی چطوره اصلا ادم باید چکار کنه...

راست میگن زنارو خیلی اذیت میکنن از این رو به اون رو میشن؟راست میگن مردا هم بعد طلاق هوس باز میشن دیگه نمیشه جمعشون کرد؟

نه پدر و مادر من هیچ کدوم از این اتفاقا براشون نیفتاد

فقط مامانم خیلی قوی شد، و این مدت طولانی قوی بودن و یک تنه زندگی رو پیش بردن باعث شد زود پیر بشه

پدرم هم همینطور

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

نه پدر و مادر من هیچ کدوم از این اتفاقا براشون نیفتاد فقط مامانم خیلی قوی شد، و این مدت طولانی قوی ...

من نمیتونم دراون حدقوی بشم...البته تسلیم دیگرانم نمیشم...اما میدونم عرضشو ندارم زندگی خودمو بچمو درست حسابی تامیین کنم:)

[QUOTE=291215764]حس میکنم بقیه حس ترحم بهم دارن هرزندگیو میبینم دلم میگیره نه اینکه حسادت کنم اما میگم چی میشد منم جد ...[/QUOT 


من خیلی شوهرمو دوسش داشتم عشق اولم بود راستش 

خیلیا گفتن نمیشه تو واون دنیاهاتون باهم متفاوته چه برسد به خانواده و فرهنگتون و...گفتم نه درستش میکنم میخوامش ولش نمیکنم...اخرشم همه کار واسش کردم درست نشد...بدترهم شد...دیگه داشتم از دستش خسته میشدم که فهمیدم حاملم...خیلی سعی کردن باعث بشن بچه روسقط کنم نتونستم گفتم مگه اینکه بمیرم....البته بعد اینکه فهمیدم چهل روزشو رد شده وصدای تالاپ تولوپ قلبشو شنیدم...دنیا برام جور دیگه شد...گفتم اینبار بخاطر این کوچولو تحمل میکنم....ورفتم سرخونه زندگیم...کم زیاد بدخوب ساختم...همه تعجب میکردن که چه زود تونستم ازپس خونه داری وبچه داری یجا بربیام اونم بااونهمه کمبود مالی وروحی....حتی یه ذره قدرمو نفهمید واسه بچه ای که باید واسش قربونی میکردن دعوا مینداختن سرچیزای مختلف خانوادش زندگیمو زهر میکردن....رفته رفته اخلاقش کثیف تر شد پیش همه کلی تهمت افترا رو دست بلند میکرد شدید یروز بخودم اومدم دیدم همه جام کبوده...بچه چندماهه ازگریه سرخ شده...به صورتش نگاه کردم گفتم دیگه نمیزارم توی این جو بزرگ بشی بچمو برداشتم باکلی سختی وشکایت و...اقدام به طلاق کردم الانم چندروز دیگه دادگاهمونه خیلی میترسم...میدونم هیچ حق حقوقی بهم نمیده...عیب نداره اما میترسم بیشترازاین ارامش من وبچمو تخریب کنه....



2790
2778
2791
2779
2792