روزهای تکراری،گذشت آن لحظه های بی قراری
گذشت آن شب های پر از گریه و زاری
کمی دلم آرامتر شده
فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده
شب های تیره و تار من
مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم
به یاد می آورم حرفهایت را
بازهم گذشته ها میسوزانند این دل تنهایم را....