ذهن ما توی هر مسأله ای که پیش میاد نمیدونه باید چه واکنشی نشون بده چه احساسی باید داشته باشه بصورت خودکار برمیگرده به اولین خاطراتی که در مورد اون مسأله داره و حسی که اون لحظه تجربه کردی رو دقیقا به همون شکل برات بالا میاره و بهت میگه این حسی هست که باید الان داشته باشی ، احتمال قوی یه خاطره خیلی بد و اضطراب آور از صدای زنگ تلفن و یا در خونه داری حتی ممکنه یادت هم نباشه ولی اون خاطره وجود داره، حتی بعضی عطر ها بعضی غذاها بعضی صداها هم میتونه این تداعی رو به وجود بیاره
این توی همه چیز صادق هست ، مثلا ممکنه یه نفر تو و دوستت رو مسخره کنه تو ناراحت بشی ولی دوستت از همون شکل تمسخر ناراحت نشه
یا ممکنه تو از اون تمسخر حس خود کم بینی بهت دست بده ولی دوستت حس خشم بهش دست بده
علتش اینه که تو توی کودکی از تمسخر خاطره افتضاح داری ذهن سریع برمیگرده به اون خاطره و حسی که توی کودکی داشتی رو برات تداعی میکنه و بهت میگه اوکی الان تو باید همون احساسی رو داشته باشی که توی کودکی تجربه کردی
مثلا توی کودکی وقتی تو رو مسخره کردن یه چیزی رو مسخره کردن که حس پایین بودن و کم بودن بهت دادن حسی که توی بزرگسالی با تمسخر تجربه میکنی همین خود کم بینی و پایین بودن خواهد بود ، یا دوستت رو مثلا با تمسخر کردن مادرش اذیت کردن و چون مادرش مورد تمسخر واقع شده و چون بچه بوده و نتونسته از مادرش دفاع کنه حس خشم براش به وجود اومده
باید برای روان درمانی بشی ، روان درمانی تحلیلی بره توی ضمیر ناخودآگاهت و علت مسأله ت پیدا و حل بشه