چند روزی بود تقریبا بعد عید به همسرم شک کرده بودم ولی چیزی ازش ندیدم یه حسی داشتم همش دلشوره فکرای عجیب غریب.همسرم اکثرا ساعت ۳ونیم تا ۴ونیم از سر کار میادگاهی وقتا زنگ میزدم بهش هیچ صدایی وجود نداش این منو خیلی ب شک انداخته بود ولی خب میگفتم شاید جایی ک سروصدا نیس گذشت چند روز اخر یکم دیر تر از قبل میومد میگف بخاطر کاره و... امروز زنگ زدم یکی ک کتاب باز میکرد گف همسرت با یکی در ارتباطه تازه هم هست و در حد صحبت کردنه اعصابم کلا بهم ریخته
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
عصر رفتم بیرون دیگه داشتم خفه میشدم اومدم خونه ساعت ۷ونیم بود تازه رسیده بود قرار بود بریم مهمونی مامانش گفته بود بیاین ک رسیدم دیدم داره برا خودش سوسیس و قارچ درست میکنه گفتم میریم مهمون گفت
منم دعوام شد باهاش گفتم معلوم نیس کجاها بودی تا الان و...