امشب داشتم به دکوراسیون خونه مون مبل و پرده ها نگاه میکردم که با چه ذوقی و وسواسی انتخابشون کردم فکر کردم به زودی مراسم خواستگاریم با کسی که دوسش دارم میشه بعد جلو چشمام مراسم های خواهرم شد دو سال از اون روزا میگذره انقدر دلم شکسته و روحم پر از ترکه که فقط بغض کردم امشب وقتی خانواده همسر خواهرم مهمون ما بودن حتی گریه هم نمیتونم بکنم
چقدر خوبه این دنیا تموم میشه یا روز 💔
این تاپیک جنبه درد و دل داره لطفا نه قضاوت کنین نه نصیحت ممنون