از روز اول عید تا حالا بخاطر مادرشوهر و شوهر عوضیم باهم قهریم
من تو اتاق اونم اون اتاق
هرجور با خودم کلنجار میرم نمیتونم کنار بیام برم پیشقدم بشم برا آشتی
چون واقعا من تقصیری نداشتم و کلا عادت کردم منتظر بشه من برم منت کشی
و اینکه طبق معمول مادرش رو بیگناه و فرشته ی خوبی ها میدونه