همانطور که کودکان اسباب بازیهایشان را برای تعمیر نزد ما میآورند.من هم رویاهای شکسته ام را نزد خداوند بردم..اما بجای اینکه او را تنها و راحت بگذارم.انجا ماندم و سعی کردم به روش خودم به خدا کمک کنم..بلاخره طاقتم تمام شد..رویاهایم را پس گرفتم و فریاد زدم: ( تاکی باید منتظر بمانم!؟)#خداوند گفت: فرزندم وقتی تو مرا راحت نمیگذاری، چگونه باید رویاهای شکسته تورا باز بیافرینم؟ (خدایا سپردم دست خودت و از ته قلبم بهت ایمان دارم) میدونم که حواست بهم هست و همه چیو به بهترین نحو ممکن درست میکنی 🙂♥️ الا بذکر الله تطمئن القلوب🫀
کتاب بخونید☂️ اگه من باهاتون بحث کردم بدونین اطلاعاتم در اون زمینه کامله و تا تهش جوابتونو میدم.گفتن نمیدانم نیمی از علم است.وارد هر بحثی ک دانشش رو ندارین نشین
من دیدم آدمایی که سرشون شلوغه وقت پیدا میکنن.دیدم آدمایی که ارتباطشون بده خوب ارتباط برقرار میکنن.دیدم اونایی که نمیتونن خوب چت کنن خیلی سریع جواب میدن و یه پاراگراف کامل مینویسن.دیدم اونایی برای یه رابطه آمادگی ندارن توی دوبار هم صحبتی آمادگی پیدا میکنن، همه ی اینا رو گفتم که بدونی اگه یکی تو رو بخواد و واقعا دوستت داشته باشه لازم نیست که تو ازش بخوای:)