۶ سال دوست بودم با شوهرم
اهل مشروب و اینا بوده .
ولی میگه الان بخاطر تو کم کردم و هر از گاهی میخورم .
دو سه جلسه هست ک منو میبره دورهمی با دوستاش که یکی دوتاشون زن دارن و بقیشون دوست دختر پسری میان.
من نمیگم خیلی مومنم اما شال سرمه. دیشب رفتیم اونجا دخترا بدون روسری. نگفتن شوهر من ی غریبس از اول تا آخر رقصیدن. و عرق میخورند. شوهر من چون عرق بود نخورد و شراب و میخوره.
یه دخترم سیگار میکشید. من اهل هیچ کدوم ابنا نیسم ن رقص تو جمع مرد غریبه ن عرق ن قلیون ن سیگار .
به شوهرم میگم من خوشم نمیاد تو این جمعا بریم میگه من اومدم گرفتمت ک باهم رفیق باشیم خوش میگذره تو جمع چرا بدت میاد.
اعصابم و خورد کرده