خواهرزاده ی بابام یه دختر بچه ی چهارسالست که بابام رو به اسم صدا میزنه و اون دوتا غاز داره. غازاش تخم گذاشتن، بابام بهش میگه چندتا از تخم غازاتو واسم نگه دار.
داشتیم از خونشون برمیگشتیم که دیدیم یکی تو کوچست و داره داد میزنه که سیاووش، سیاووش
تخمات تخماتو جا گذاشتی.
#فان