چه حرفی زدی !میگی هیچ جا خونه من نیست...حتی میدونم این حسو داری که دوست داری بی خبر ول کنی بری یجایی هیچ کس نباشه!این خودش ی حس درونیه که تورو به خدا میرسونه...ببین آدمارو... باعث آزار روحت میشن...داشتم امروز به این فکر میکردم ما میگیم خدایا ما از شر انسان به تو پناه میبریم!
یعنی خدا خودش میدونه بنده ها واسه هم شر میشن!پس ول کن آدمارو برو تو آغوش خدای خودت...هرچقدرم خطا کردیم خدا مارو میخواد...خدا رو منوتو غیرت داره ...دوست ندارم حال بدمونو ببینه...من با نماز خوندن چنان آرامشی میگیرم که احساس میکنم رو زمین نیستم..اصلا وصفش عجیبه..اصلا دستو دلم به هیچ گناهی نمیره..انگار اصلا بلد نیستم گناه کنم!خیلی حس عجیبیه
میدونی من ی چیز کلیدی که پیدا کردم اینه که این نمازی که اینقدر بهش تاکیید دارن اصول داره!اگر با اصول درستش بخونی امکان نداره نا آرام بمونی ی روتین های نمازی واسه خودم گذاشتم که روز بروز تاثیرشو بیشتر دارم میبینم...من خیلی روزای سخت داشتم خیلی حالم بد بود افسردگی گرفتم و درگیر روانشناسو این چیزا شدم شاید رواشناس خوب بودن ولی مقطعی بود...ولی الان با عبادت واقعی!نه کذایی ک دارم بزرگترین آرامش دنیارو دارم...ازخدا میخوام کمکم کنه که بتونم این حس رو منتقل کنم.خدا بی صبرانه منتظر توبه منو تو هست