بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من شب اول عقدم بود شوهرم اصلا ملاحظه نکرد ساعت شش عصر عقد کردیم ۱ شب به فنا داد منو هر وقت یاد اون شب میوفتم تا ناکجا ابادم تیر میکشه بحث درد اینا بکنار از خجالت خیلی اذیت شدم ازدواجمونم سنتی
ای وای از این عشق که باز اومده خونه خرابم کنه .دنیا دنیا این خونه خرابی رو دوست دارم خودم دلم میخواد خونه خراب تو باشم .
😂😂خدا نکشتت ترکیدم از خنده پس خوشبختم توهم مث منی استرسی و تو اون مورد ترسو
دست خودم نبود من سنم کم بوده باز شما خوبی ولی آموزش بی تاثیر نیست حالا بزار یه چیز دیگه هم بگم بخندی همسرم تو دوران عقد اصرار داشت دخ ل از پشت باشه انقدر من دور از جونت ن ف ه م بودم میگفتم نه پاره میشه و خنگی بیش نبودم😄
ن پنج روزع ک از پریود تموم شدم اونم یواش یواش انجام میداد ولی من بدنم منقبض بودو کلا رو ویبره ...
ای جانم مثل من حالا من خودم ریزه میزم ولی شوهرم هیکلی با تو خوب بوده خجالت اینا نداشتی حداقل چند ماه عقد بودی خیلی راحت بودی ولی من اذیت شدم یه دفعه ای با یه مرد تنها شی وهمچین اتفاقی بیفته وای واویلا دستش بهم خورد که بغلم کنه اینقد بدنم داغ شده بود بهم گفته خوبی انگار تب داری
ای وای از این عشق که باز اومده خونه خرابم کنه .دنیا دنیا این خونه خرابی رو دوست دارم خودم دلم میخواد خونه خراب تو باشم .
برای من خیلی تجربهی وحشتناکی بود تا سه ماه بعد از عروسی از ترس نمی ذاشتم همسرم بهم دست بزنه بعدش رفتم دکتر کلی ژل و روان کننده نوشت با این وجود بدترین شب عمرم بود تا صبح درد داشتم و البته خونریزی زیاد و نکتهی تلخ ماجرا این بود که خانواده همسرم فکر میکردم من اوپن هستم چون چند سال با پسرشون دوست بودم وقتی متوجه جریان شدند گفتند ما رو حلال کن!!! کافر همه را به کیش خود پندارد!
اصلا فکرشم نمیکردم شوهرم این کارو بکنه یه قیافه سر سنگین مذهبی یقه بسته ای داش که نگو با خودم میگفتم این هیچ چی بلد نیس اخه من کلا خیلی شاد بودم همه رو اذیت میکردم وبا عمه خاله هام راحتیم از این جور حرفها زیاد میزدیم بعد که خواستم با شوهرم ازدواج منم عمم گفت نکن حیف میشی تو خیلی شری اون خیلی اروم بخدا قصدم تعریف کردن از خودم نیس ولی همه میگن خیلی خوشکلم حتی سر عقد پسر داییم گفت حروم میشی بکش کنار در صورتی که شوهرم خوش هیکل وقیافش خوبه نمیدونم چرا بهم اینجوری میگفتن حالا خلاصه بگذریم شب عقد شوهرم میگفت خانم به این خوشکلی حیف نیس بدنشو زیر این همه لباس قایم کنه من خر همش سرم پایین اونم هی چرت میگفت صورتم از خجالت قرمز شده بود .
ای وای از این عشق که باز اومده خونه خرابم کنه .دنیا دنیا این خونه خرابی رو دوست دارم خودم دلم میخواد خونه خراب تو باشم .
بیخیال مثلا ما که ناز کردیم چی شد شوهرم میدید اذیت میشم ولی بازم کارخودشو میکرد من درد میکشیدم تو رابطه اون بهش بیشتر میچسبید یبارم گفت وقتی تو رابطه درد داری یا اذیت میشی بهتر تحریک میشم وبهم بیشتر میچسبه وتو رابطه اصلان به دردام توجه نمیکنه ولی بعدش میاد معذرت خواهی که دست خودم نیس خیلی ادم خوبیه با ایمانه منطقیه با ادبه ولی تو رابطه مشکل داره هیچی نمیفهمه
ای وای از این عشق که باز اومده خونه خرابم کنه .دنیا دنیا این خونه خرابی رو دوست دارم خودم دلم میخواد خونه خراب تو باشم .