2777
2789
عنوان

سلام

124 بازدید | 3 پست

سلام به همه خوبین ببخشین تند تند تاپیک میزارم سال ۹۴ یه سریال به اسم نفس گرم پخش کرده بودن پن قسمت ۱۷ رو به یه دلیلی دانلود کرده بودم تو این قسمت ناهیده درد زایمان میگیره ناهیده زن اقا مرتضی بود در حالی که اقا مرتضی خودش زن داشت ولی ازش بچه دار نشد و با ناهیده ازدواج کرد اخرش معلوم میشه بچه اش زنده اس یا نه؟؟

اخه به قابله گفت صداشو شنیدم ۷ ماهه دردش گرفت و کرم بردش پیش قابله تا جایی که یادمه این سریالو دیدم اخرش معلوم میشه زنده اس بچه ولی دقیق یادم نمیاد هر کی دیده بگه واقعا بچه اش فوت کرد یا کرم بهش نداد؟

اخه مادربزرگ ناهیده میخواست ببره بیمارستان نوه شو یه اقا و خانم اومدن مرده گفت ترمز درست نداره ماشینم ولی الکی گفت و به کرم خبر داد اینم اومد بردش پیش قابله  

نه بچش فوت نکرده بود کرم بهش نداد اما یادم نیست بچه کجا بود

داری با کی می جنگی؟ من یا خودت؟ درست زندگی کن، تنها می خوابی توی قبرت! و چه تازیانه ها که نخوردیم از زبان های خود عزیز کرده. ببین، آدما واسه این میان تو زندگی هم که به هم کمک کنن؛ اگه قراره کمک نکنن خب نیان! نمی تونی کمک کنی؟ نمی خوای یکیمون برسه و بشه ویترین جفتمون؟ می خوای خودت تنهایی برسی فقط؟ خب این بی منم می شه! بعضی وقتاهم چون راحت به دستت میارن، فکر می کنن که راحت از دستت نمی دن اما اینجوری نیست. این انتظاره که دلیل انتظاره! اگه کسی سعی می کنه از دستت بده بهش کمک کن! من به دردش خوردم هرکیو یکمی ام به دردم خورد. اینجا عشقی نمونده که بیخودی چشم به راهشی، حتی بت کار نمی دن خره، یه خرده زشت که باشی! پوچ شدن انگاری همه، موزیک تنها دلداری منه. آری؛ من از هموطن خود دیدم تهمت و قتل و ریا، چاقو از هم جنس خود خوردم، نه از اجنبی ها...! رفتنی باید بره، با موندنش فقط نگرانی درست می کنه. چیزی که نگرانت کنه ، کنترلت می کنه و اگه کنترل بشی حتما سرعتت پایین میاد، حتما عقب می مونی و اگه عقب بمونی حتما هرز می شی. گنده مال فکره، وگرنه هیکل گنده که تو خرسم بود! کاش کودکانمان را آگاه می کردیم تا جای وحشت، از خطر گذر می کردند و کاش دخترانمان بجای ۷ ساله و ۹ ساله، لااقل ۱۵ ساله شوهر می کردند. سرباز و سربار فرقشون یه نقطه ست اما تفاوتشون یه دنیاست! اونی که فکر فرداشه؛ مجبوره که سرد باشه، مجبوره که تنها شه، شب بیدار، صبح با درد پاشه. نصفه شب، باز من تو عمق تاریکی منتظر نور؛ صبح می شه این شب، باز می شه این در! من فقط صفر و صدم، حد وسطم مرد! خستم از این همه تظاهر به عشق، به دروغ! خستم از آدما و جای شلوغ. می خوام تنها بمونم، با اینکه تنهایی خب روحمو تاریک می کنه.★بالغ که شوی دریابی، یک تو در این دنیایی؛ ترک خلایق گویی، عاقبتش تنهایی..!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز