سلام من یک جاری دارم ک چند سال از من بزرگ تره بعد من نامزد هستم و اون دو ساله عروسی کرده حالا میگه ک فلان کارو بکن فلان کارو نکن بهش میگم من خودم میدونم چکار کنم ولی هی میگه ک مثلا من میخواستم ناخن بکارم میکفت نه بابا ناخن چیه و فلان حالا خودش رفته کاشته بعد میگه عروسی داشتیم حالا عروسیه دختر عمو شوهرمه میگه با هم بریم لباس بخریم بعد بنظرتون من برم باهاش ؟ چون همش میخواد نظر بده بدم میاد
خیلی حرفا شنیدم ولی خندیدم فکر کردن نفهمیدم ولی کسی ک یک بار زخم خورده دفعه دوم عاقل تر میشه شکستی ک باعث شده شجاع تر بشی خودش نعمت بزرگیه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بعد اون خیلی کارا میکنه مثلا موهاشو رنگ کرده بود میگفت تو عم بیا رنگ کن گفتم من دوست ندارم موهامو رنگ کنم تا عروسیم میگه دختر باید موهاشو رنک کنه و فلان خیلی دخالت میکنه
خیلی حرفا شنیدم ولی خندیدم فکر کردن نفهمیدم ولی کسی ک یک بار زخم خورده دفعه دوم عاقل تر میشه شکستی ک باعث شده شجاع تر بشی خودش نعمت بزرگیه