
[تو كيستي كه پراكنده در هواي مني
[تنيده اي به وجودم ولي سواي مني
[كجاي زمزمه هايم،كجاي حادثه اي؟
[كجا بجويمت اي جان،كه ناكجاي مني
[گره زدي به نگاهت كلاف چشم مرا
[به اين گره زدنت هم گره گشاي مني
[درين هجوم سياهي كه ماه پيدا نيست
[چه باكم از بيراهه؟كه روشناي مني
[كسي شبيه تو درمن،مرا به دريا برد
[رسيده ام به يقين:اين كه ناخداي مني
[سوال كرده ام عمري:چرا...چرا...واينك
[تويي كه پاسخ صدها چرا چراي مني
[ولي سوال بدون جواب مانده ي من:
[تو اي غريبه كه هستي كه آشناي مني..
محمد_سعید_عرفانی_منش# 💎🎲